|
دنیای کوچک من
| ||
|
آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید! خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای شیر شما هم مضر است!!! (لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!) پدر محترم! هنگام دست چین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشم های تلسکوپی، گوش های ماهواره ای و سیبیل های دم الاغی اش مرا به یاد قرض های شما می اندازد! مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید! خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد. آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای نگه داشتن .... خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم
[ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 17:10 ] [ لنا ]
جلو خواهرم سوسکه رو با دمپایی لهش کردم دل و رودش پخش زمین شده … خواهرم میگه مرده الان ؟ پَــــ نَ پَــــ این ترمیناتوره الان خودش رو جمع میکنه دوباره راه میافته! رسیدیم پشت در خونه ، کلید نداشتم به داداشم میگم کلیدتو بده،میگه میخوای درو باز کنی؟میگم پ نه پ میخوام بدمش به حسین تهی از معطلی درش بیارم… دکتر:تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیارم میگم چاقو رو بده میگه میخوای بند نافو ببری؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم از مامان بچه شاباش بگیرم!! پسره حموم بود، مامانش می زنه به در میگه بــــــله ؟ می گه حمومی ؟ میگه پـَـَـ نَ پـَـَــــ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی. میگه : در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری!!!!
[ شنبه 16 اردیبهشت1391 ] [ 17:56 ] [ لنا ]
سریال عشق ممنوع رو دیدین؟ نظرتون در مورد این سریال چیه؟ واقعا مقصر اصلی توی این قصه کیه؟ عدنان که با یه دختر همسن دخترش ازدواج کرده؟ فیروزه که احساس تنفر رو تو وجود دخترش بوجود اورده؟ سمر (بهتر) که بخاطر انتقام از مادرش همه رو و البته خودشو نابود می کنه؟ یا مهند(بهلول) با بی بند وباری و بی عرضگیش؟
نظرهاتونو برام بزارید خوشحال میشم. مرسی
[ پنجشنبه 7 اردیبهشت1391 ] [ 16:25 ] [ لنا ]
روزگاری جاده بودم
جاده ای کز رفت و آمد خالی نمی شد من که بسیاری غریبان را به آبادی رساندم عاقبت خود ماندم و ویرانه تنهایی خود دلم گم کرده راهش را وچشمانم نگاهش را شبیه آسمانی که شبی گم کرده ماهش را [ سه شنبه 22 شهریور1390 ] [ 23:49 ] [ لنا ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||